دكتر امين كيوان، استاد معظم شيلات، افسر بهداري نيروي دريايي شمال، نوه دختري يكي از آزاديخواهان گيلان مرحوم قربانعلي خان بلند بخش و فرزند جناب حسن فتحعلي زاده، در سال ۱۳۰۸ به مقتضاي مأموريت پدرش در شيلات در شهر آستارا ديده به جهان گشود. اجداد پدري او از اهالي لنكران بودند كه پس از جنگ هاي سيزده ساله ايران و روس در زمان فتحعلي شاه قاجار و جدا شدن يكسري از شهرها، به استان گيلان روي آوردند. پدر ايشان به دليل كسب و كار تجارت و آشنايي به زبان روسي به استخدام شيلات در آمد. تحصيلات ابتدايي و نيمي از تحصيلات متوسطه خود را در انزلي گذراند و رتبه اول را در دبيرستان فردوسي اين شهر كسب نمود. سال چهارم متوسطه به دبيرستان نظام رفت و در پنجم متوسطه سر گروهبان كل و ارشد شبانه روزي اين دبيرستان شد و همواره جوياي دريا و خدمت رساني به آن بود. در ششم متوسطه، رشته طبيعي را انتخاب نمود و با تشكيل رشته ماهي شناسي و شيلات به دانشكده دامپزشكي دانشگاه تهران پيوست. ابتدا به دليل ممنوعيت نظاميان در شركت در كنكور به ناچار وارد دانشكده افسري شد، ولي دل از دريا برنداشت. در دانشكده افسري ارشد كل سال اول پياده نظام گرديد و پس از طي شرايط سخت انضباطي سه ماهه با نظر فرماندهان در كنكور دانشكده دامپزشكي شركت نمود و در نهايت با موضوع طبقه بندي زيست شناسي ماهيان مولد خاوياري درياي خزر و تكنولوژي آن با درجه ممتاز درجه دكتراي خود را به پايان برد و به دليل عدم امكان تحصيل در اين رشته در كشور مجبور به ترك وطن شد. در ارتش حائز رتبه اول براي اعزام به كشور فرانسه براي گذراندن دوره تخصصي علوم آزمايشگاهي تشخيص طبي گرديد. تصميم گرفت در رشته بيولوژي دريا و شيلات نيز ادامه تحصيل دهد كه به دليل نبود ارز توسط دولت تا مدت سه سال موفق به عزيمت نگرديد، تا اين كه در سال ۱۳۳۵ مسئوليت رياست آزمايشگاه و بازرسي بهداشتي مواد غذايي نيروي دريايي شمال را در انزلي پذيرفت. در سال ۱۳۴۲ پس از دريافت دكتراي بيولوژي دريا با گرايش ايمولوژي از دانشگاه پاريس و تخصص علوم آزمايشگاهي از انستيتو پاستور دانشكده پزشكي پاريس به كشور بازگشت و مسئوليت تحقيقاتي را در آزمايشگاه كنترل مواد غذايي ارتش برعهده گرفت.
تحقيقات خود را با نشر نتايج تحقيقاتي در خصوص «برنج شناسي و طرز بازرسي برنج» ادامه داد و به دليل جلوگيري از خسارات اقتصادي كه هر ساله در اين خصوص به ارتش كشور وارد مي شد موفق به دريافت نشان دانش گرديد. او سپس روش هاي ميكروب شناسي را در كارخانجات كنسرو ترويج نمود و كارخانه پايلوت كنسرو سازي را براي مواقع جنگي طراحي و تأسيس نمود كه منجر به دريافت نشان ابن سينا و رازي گرديد.
از سال ۱۳۴۹ بنا به درخواست نيروي دريايي به عنوان رئيس آزمايشگاه مركزي، آزمايشگاه هاي تشخيص طبي بهداري در شمال و جنوب كشور را ايجاد و فعال نمود. سال ۱۳۵۸ رياست بيمارستان مركزي و با اوجگيري جنگ تحميلي ايران و عراق سرپرستي بهداري نيروي دريايي را بر عهده گرفت و در سال ۱۳۶۲ در كمال افتخار به خدمات نظامي خود در لواي خدمات انساني پايان داد.
او همزمان با فعاليت هايش در ارتش به عنوان مشاور عالي فني شركت شيلات جنوب از سال ۱۳۴۲ در اين شركت تا سال ۱۳۵۲ خدمت نمود و تا سال ۱۳۵۸ به عنوان مدير امور صيد و ناوگان صيادي و به عنوان عضو فني هيأت مديره و معاون تحقيقاتي و فني شركت شيلات جنوب به كار خود ادامه داد و به نوعي پايه هاي شيلات جنوب كشور را بنيان نهاد.
ايشان علاوه بر منشأ خدمات پايه در امور نظامي، پزشكي و امور تحقيقاتي در عرصه علوم و صنايع غذايي كه تربيت و پرورش شاگردان زيادي را به همراه داشته است پايه گذار و هدايتگر سكان شيلات جنوب ايران، استاد محقق در دانشگاه تهران، مؤسس دپارتمان ماهي شناسي و صنايع شيلاتي در دانشكده علوم تغذيه انستيتو خوار و بار و تغذيه ايران (در دانشگاه شهيد بهشتي فعلي)، مشاور عالي در موضوعات كلان شيلاتي و بنيانگذار و راهگشاي رشته هاي شيلات كشور بالاخص در ايجاد نخستين رشته شيلات در دانشگاه آزاد اسلامي واحد شرق گيلان در لاهيجان در سال ۱۳۶۸ و سكانداري رشته شيلات در واحد علوم و تحقيقات دانشگاه آزاد اسلامي و اشاعه و پشتيباني آن در اقصي نقاط كشور بوده است.
تهيه طرح هاي متعدد از جمله تهيه نخستين آئين نامه صيد ماهي در آبهاي جنوب، ايجاد ناوگان صيد ميگو در شيلات جنوب، ايجاد انستيتوي تحقيقاتي علمي و فني ماهيگيري شيلات جنوب، نماينده ايران در كميته هاي فني سازمان خوار و بار كشاورزي (فائو) در موضوعات شيلاتي آبهاي جنوب ، مشاركت در تهيه كتاب طبقه بندي ماهيان خليج فارس و درياي عمان با كمك فائو و نگارش، تدوين و هدايت كتب، مقالات و پايان نامه هاي متعدد در سطح كشور و مهم تر، تلفيق علم و تجربه وافر در علوم مرتبط در جهت هدايت متخصصين و كمك به توسعه كشور و رفاه مردم تنها بخشي از خدمات اين انسان برجسته بوده است. تحقيقات ايشان در تعيين گروه خوني برخي ماهيان و تعيين نژاد آبزيان در عرصه بين المللي از افتخارات كشور و شاگردان اين فقيد سعيد محسوب مي شود.
وجود خدمات اكثريت قريب به اتفاق دانشجويان، كارشناسان و اساتيد اين كشور در عرصه خدمات علمي و اجرايي كشور مرهون تلاش هاي خستگي ناپذير اين مرد در امر توسعه كشور، آموزش و پرورش جوانان و هدايت مجامع علمي اين مرز و بوم بوده، به طوري كه در سال ۱۳۶۶ پيرو تلاش هاي خستگي ناپذير خدمت رساني به جامعه علمي كشور درجه دكتراي دولتي خود را از دانشگاه پير ماري كوري پاريس در رشته زيست شناسي دريايي به پايان رساند و با خدمات خود به عنوان استاد محقق در دانشكده منابع طبيعي دانشگاه تهران ادامه داد. ضمن تدريس و راهنمايي دانشجويان، كتاب هاي ارزشمندي از جمله «ماهيان خاوياري ايران» را به يادگار گذاشتند و همواره در كنار خدمات رساني پزشكي در آزمايشگاه تشخيص طبي خود با روحيه اي پذيرا و بشاش آماده پاسخگويي به دانشجويان علاقه مند بود.
ایشان همواره می گفتند: فرزندانم به درياي خزر و خليج فارس اكتفا نكنيد، شمال اقيانوس هند هم حوضچه و استخر شماست.
ايشان اعتقاد داشتند كوشش و پژوهش اصلي ترين فاكتور زندگي است و همواره دانشجويان خود را مانند فرزندي در جهت كسب علم و خدمت رساني به ميهن تشويق مي نمودند و مي فرمودند بايستي جاده هاي ناهموار را براي خدمت سايرين باز كرد. آبهاي ايران را چون گوهر و نگيني مي دانستند كه بهره وري از آن راهگشاي توسعه كشور است و همواره مي خواستند كه دانشجويانش بر درخشش آن بيفزايند، چه بسا اين محقق نام آور در آستانه روز پژوهش در حين ارائه سخنراني مقاله علمي در همايش «مطالعه تالاب ها و آبهاي داخلي شمال كشور» در ۲۴ آذر ماه سال جاري در محل دوران كودكي خود به ديار باقي شتافت و جاودانه ماند. روحش شاد، راهش پاينده.
نوشته شده به قلم دکتر افشین عادلی
+
نوشته شده در سه شنبه 1386/09/27 18:25 توسط صادق معتمدی
|
+
نوشته شده در یکشنبه 1386/09/25 20:39 توسط صادق معتمدی
|

صاحب يك مغازه فروش حيوانات خانگي، روي شيشه مغازه اش اين اطلاعيه را زده بود: « سگ توله براي فروش ».
بچه ها خيلي از حيوانات كوچك خوششان مي آيد. يكي از آنها كه خيلي هم ضعيف و ريزنقش بود، آمد و پرسيد: « قيمت سگ توله ها چنده ؟ »
صاحب مغازه جواب داد: « از ۳۰ دلار داريم تا ۵۰ دلار. »
پسرك پول هايش را از جيبش بيرون كشيد و شمرد و گفت: « من فقط ۲ دلار و ۳۷ سنت دارم. مي شه فقط يه نگاه بهشون بندازم »
صاحب مغازه لبخندي زد و سوتش را به صدا درآورد و ناگهان از داخل لانه سگ، توله سگ كوچولويي كه پايش مي لنگيد، بيرون آمد. پسرك پرسيد: « چه بلايي سر اين توله سگ اومده ؟ »
صاحب مغازه گفت: « لگن اش نقص مادرزادي داره. تا آخر عمرش لنگ مي مونه. »
پسرك هيجان زده شد و گفت: « من همينو مي خوام. »
صاحب مغازه گفت: « اگه اونو مي خواي، نمي خواد پول بدي. مال خودت. »
پسرك عصباني شد و به چشم هاي صاحب مغازه زل زد و با حالتي تهديدآميز گفت: « نمي خوام مجاني بدينش به من. اون توله سگ هم درست به اندازه بقيه سگ ها ارزش داره و من پولشو كامل مي دم. فعلاً اين ۲ دلار و ۳۷ سنت رو بردارين. باقي اش هم هر وقت پول تو جيبي مو گرفتم مي آرم. »
صاحب مغازه گفت: « نمي خواد اينو بخري. اون نمي تونه دنبالت بدوه، بپره يا بازي كنه. »
پسرك جلو آمد و پاچه شلوارش را بالازد و آن را به صاحب مغازه نشان داد. پاي چپ او با يك ميله بزرگ فلزي محافظت مي شد. بعد به صاحب مغازه نگاه كرد و با لحن محبت آميزي گفت: « خود منم نمي تونم بدوم و اين توله سگ به كسي احتياج داره كه دردش رو بفهمه. »
+
نوشته شده در پنجشنبه 1386/09/15 0:27 توسط صادق معتمدی
|